وقتی یکی را دوست دارید ...

 


وقتی یکی را دوست دارید ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی یکی را دوست دارید،آرزوھایتان آرزوھای اوست.

وقتی یکی را دوست دارید، به زندگی ھم عشق می ورزید.

وقتی یکی را دوست دارید، واژه تنھایی برایتان بی معناست.

وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، ناخودآگاه برایش احترام خاصی قائل ھستید.

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است.

وقتی یکی را دوست دارید، ھر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.

وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.

وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که ھستید، احساس امنیت می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اھمیت می دھید.

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته ھای خود برای شادی او بگذرید.

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به ھر کاری بزنید.

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید به ھر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد.

وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامش تان می شود.

وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.

وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بھترین خواھد بود اگر چه در واقع چنین نباشد.

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ھا برایتان آسان و دلخوشی ھای زندگی تان فراوان می شوند.

وقتی یکی را دوست دارید، به ھمه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوھای تان را آسان می شمارید.

وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.

وقتی یکی را دوست دارید، شادی هایش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی هایش برایتان سنگین ترین غم دنیاست






 

/ 4 نظر / 21 بازدید
رها

سلام غزاله جون خوبی ؟؟؟؟؟[قلب] من رهام(زیباترین عشق) بعد مدتها برگشتم...[فرشته] البته تغییرات زیادی تو وبم کردم مطالبتو خوندم ...قشنگن [قلب] دوباره بهم سربزنی خوشحال میشم عزیزم

کاوه

چقدر دست تو با دست من محبت کرد و انحنای لبت بــوسه را رعایت کـــــــرد من از تو با شب و باران و بیشه‌ها گفتم و هر کـــه از تو شنید از بهار صحبت کرد کتابِ چشم مرا خط به خط بخوان، خانم ! کــــــه تابِ موی تو را مو به مو روایت کرد

♠○مهـــــــــر○♠

خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان/ انتخابی است که کردیم برای خودمان/ این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند/ غم نداریم ، بزرگ است خدای خودمان/ بگذاریم که با فلسفه شان خوش باشند/ خودمان آینه هستیم برای خودمان/ ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم/ دو مسافر یله در آب و هوای خودمان/ احتیاجی به در و دشت نداریم اگر/ رو به هم باز شود پنجره های خودمان/ من و تو با همه ی شهر تفاوت داریم/ دیگران را نگذاریم به جای خودمان/ دیگران هر چه که گفتند بگویند ، بیا/ خودمان شعر بخوانیم برای خودمان/

سما

سلام وب خوبی دارید به من هم سر بزن