پروانه ها

پروانه رادوست دارم چون آزاداست پروازمی کندوبه همه جامی رود

زیباترین قسم سهراب سپهری

 

زیباترین قسم 

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی...

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

[ ۱۳٩۱/٦/۱٥ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ] [ غزاله ] [ نظرات () ]

بیسکوییت سوخته(بسیارآموزنده)

*زمانی** که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده

 صبحانه را برای شبهم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم

پس از گذراندن یک روز سخت وطولانی در سر کار، شام ساده ای مانند

صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان

زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت

هایبسیار سوخته، جلویپدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم

آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!

در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٦/۱٥ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ غزاله ] [ نظرات () ]